آیین دادرسی مدنی 1  - قسمت اول

منابع :

1.       آیین دادرسی مدنی1  ، دکتر عبدالله شمس

2.       بایسته های آیین دادرسی مدنی1  ، دکتر قدرت الله واحدی

سرفصل هاي آیین دادرسی مدني 1

کليات

1.  تعريف آيين دادرسي مدني

2.  فایده آيين دادرسي مدني

3.  راههای دیگراجرای حق

فصل اول) دعوا

1.  تعریف دعوا

2.  ارکان دعوا

1.  ادعای حق

2.  انکار حق

3.  شرایط اقامه  دعوا

1. وجود حق منجّز

2. وجود منفعت

3. وجود سمت

4. وجود اهلیت قانونی

4.  انواع دعوا

الف)  از حیث نوع حق

1.  دعاوی عینی

2.  دعاوی دینی

ب) از حیث موضوع حق

1.  دعاوی منقول

2.  دعاوی غیر منقول

5.  انتقال و زوال دعوا

فصل دوم ) صلاحیت

1. مفهوم صلاحیت و انواع آن

2. قواعد صلاحیت نسبی

3. اختلاف در صلاحیت محاکم و نحوه حلّ آن

ملاک تشخیص صلاحیت

ملاک تعیین عامل ارتباط

ملاک زمانی

فصل سوم ) سازمان قضاوتی

1. محاکم عمومی

2. محاکم اختصاصی

3. دادسراها

4. اشخاص و سازمانهای وابسته به قوه قضاییه

 

کليات

تعريف آيين دادرسي مدني: آيين دادرسي مدني، قواعدی است که اصحاب دعوا اعم از خواهان و خوانده ، قضات محاکم و اشخاص وابسته به آنها در امر قضا، در جریان دادرسی از آغاز تا فرجام رسیدگی دادگاه و صدور حکم بایدرعایت کنند. منظور از اشخاص وابسته به دستگاه قضایی، مدیران دفاتر، مأمورین اطلاع و اجرای احکام ، وکلاء ، کارشناسان و مترجمین رسمی هستند. 

 فایده آيين دادرسي مدني : فوائدی که برای قانون آیین دادرسی مدنی برشمرده شده است عبارتند از:

1. آیین دادرسی مدنی تضمین کننده حقوق ماهوی است.

2. آیین دادرسی مدنی وسیله ای برای رسیدن به عدالت است.

3. آیین دادرسی مدنی علاوه بر دعاوی مدنی  درموارد مسکوت آیین دادرسی کیفری و اداری نیز کاربرد دارد.

4. آیین دادرسی مدنی برای رسیدن به حق جای اعمال زور و خودکامگی صاحب حق را می گیرد.(مردم قاضی خود نیستند)

راههای دیگراجرای حق: علاوه بر آیین دادرسی، راههای دیگری نیز برای رسیدن به حق وجود دارد که معمولاً قبل از طرح دعوا از آنها استفاده می شود مانند حق حبس (مواد377و1085 ق.م)  دفاع مشروع (ماده 330 ق.م و ماده61 ق.م)    و تنظیم سند لازم الاجرا ، داوری، سازش و استفاده از رایانه ( بدین صورت که اطلاعات یک دعوا به رایانه داده می شود و رایانه برحسب قوانین موجود و آراء دادگاهها ، نتیجه احتمالی دعوا را اعلام می کند و یا شخص با مراجعه به دعاوی مشابه قبلی و دیدن نتایج آنها، نتیجه دعوی خود را می یابد)

 

 

 

فصل اول) دعوا

1. تعریف دعوا : دعـوا،توانـایی قانونی مدعی حقِ تضییع یا انکار شده درمراجعه به مراجع صالح درجهت وارد بودن یا نبودن آن و ترتب آثار قانونی مربوطه است. برای طرف مقابل ، دعوا ، توانایی مقابله با این ادعاست.

-   اگر موضوع دعوا،حقی عمومی و متعلق به جامعه باشد،دعوای کیفری نامیده می شود که ضمانت اجرای آن مجازات است. اما اگر موضوع دعوا، حق اشخاص باشد دعوای خصوصی نامیده می شودکه بر خلاف دعوای عمومی قابل انتقال ، قابل صلح ، قابل استراداد و قابل ارجاع به داوری است.

2. ارکان دعوا :

ادعای حق: یعنی حقی قانونی و مشروع درعمل و یا بنا بر ادعا وجود داشته باشد.

1. ادعای حق واقعی : مثلاً شخص «الف» به شخص «ب» مبلغی بدهکار است و شخص «ب» دادخواستی برای مطالبه مبلغ مذکور مطرح می نماید. 

2. ادعای حق غیرواقعی : مثلاً شخص «الف» بدهی خود را به شخص «ب» پرداخت می نماید ولی شاهد و رسیدی ندارد و شخص «ب» باز هم دادخواستی برای مطالبه مبلغ دریافت شده مطرح می نماید. 

2. انکار غیرواقعی : شخصی واقعاً بدهکار بوده و بدون آنکه آن را پرداخت کرده باشد. بدهکار بودنش را انکار می نماید. 

انکار حق: یعنی حقی قانونی و مشروع درعمل و یا بنا بر ادعا ، مورد تجاوز یا انکار واقع شده باشد.

1. انکار واقعی : مثلاً شخصی بدهی خود را پرداخت کرده و رسید نیز اخذ نموده است و به استناد به آن بدهکار بودن خود را انکار می کند. 

2. انکار غیرواقعی : شخصی واقعاً بدهکار بوده و بدون آنکه آن را پرداخت کرده باشد. بدهکار بودنش را انکار می نماید. 

3. شرایط اقامه دعوا :

1. وجود حق منجّز: حقی که مورد مطالبه قرار می گیرد باید منجز باشد یعنی تحقق آن مشروط به وقوع یا عدم وقوع حادثه ای در آینده نگردد، حقی که حین اقامه دعوا به وجود نیامده است قابل مطالبه نیست.بنابراین نمی توان نسبت به حق معلق یا مشروط یا حق مؤجّل اقامه دعوا نمود.

2. وجود منفعت: خواهان در اقامه دعوا باید نفعی داشته باشد.دراین زمینه ماده2 آ.د.م. می گوید:«هيچ دادگاهي نمي تواند به دعوايي رسيدگي كند مگر اينكه شخص يا اشخاص ذينفع... رسيدگي به دعوا را ... درخواست نموده باشند».نفع ممکن است مادی باشد یا معنوی. نفع باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:

-   نفع باید مشروع باشد ،یعنی قانون مطالبه آن را ممنوع نکرده باشد.

-   نفع باید موجود و فعلیت داشته باشد و نفع احتمالی کافی نیست. (بار اثبات آن با خواهان است)

3. وجود سمت : دعاوی مطرح شده به دو صورت اقامه می شود: (ماده 2 ق.آ.م)

1.        توسط شخص اصیل، یعنی کسی که مستقیماً در دعوا ذینفع است.

2.        توسط نمایندگی  شخص اصیل. عنوان نمایندگی به دوگونه می باشد: 

1. نمایندگی قانونی: مانندولی، قیم ومدیر تصفیه که ولایتاً یا قیمومتاً ازسوی صغیر یامحجور و به نمایندگی از سوی تاجرورشکسته اقامه دعوی می نماید. 

2. نمایندگی قراردادی : مانند وکیل که براساس قرارداد منعقده فیمابین او و موکل، به نمایندگی از او اقامه دعوا می نماید.ونیز نمایندگی حقوقی... .

تفاوتهاي وكالت و نمايندگي : غير از تفاوتهاي شكلي و شرايط احراز وكالت و نمايندگي قضايي ؛ برخي تفاوتهاي اين دو سمت عبارتند از :

1. حدود اختيارات وكيل در موارد ذكر شده در ماده 35 ق.آ.د. م، بايد در وكالتنامه وكيل تصريح شود ، ولي تصريح اين اختيارات در معرفي نامه نمايندگي ضروري نيست .

2. وكيل ممكن است ، به موجب وكالتنامه اختيار مصالحه و سازش و ارجاع دعوا به داوري داشته باشد ، ولي با توجه به ممنوعيت صلح دعاوي راجع به اموال عمومي و دولتي يا ارجاع آن به داوري بدون تصويب هيأت ، نماينده حقوقي نمیتواند چنين اختياراتي را داشته باشد .

3. هر يك از اصحاب دعوا حداكثر میتواند دو نفر وكيل به دادگاه معرفي نمايد . در حالي كه دستگاه دولتي براي معرفي نماينده حقوقي ، چنين محدوديتي ندارد .

4.   مطابق ماده 57 ق . آ . د . م . ، وكيل می تواند مطابقت رونوشت هاي تقديمي خود را با اصل تصديق نمايد ولي نماينده حقوقي چنين اختياري ندارد . هر چند گواهي مطابقت رونوشت با اصل توسط اداره دولتي ممكن است .

4. وجود اهلیت قانونی (اهلیت استیفاء):  اقامه دعوا از مصادیق بارز اجرای حق است ، بنابراین یکی از شرایط اقامه دعوا اهلیت قانونی است. شخصی که اقامه دعوی می نماید در صورتی «اهل» محسوب می شود که بالغ، عاقل و رشید باشد. (ماده 211 ق.م)    اشخاص ذیل می توانند اقامه دعوا نمایند:

1.     هرشخصی که به سن هجده سال تمام شمسی رسیده، دارای اهلیت قانونی شمرده شده و می تواند هرگونه دعوایی را شخصاً اقامه نماید و یا طرف هر دعوایی قرار گیرد. مگر اینکه عدم رشد یا جنون وی به موجب حکم دادگاه ثابت شده باشد که دراین صورت ، ولی خاص یا قیم(یاوصیّ) او یا به نمایندگی از او اقامه دعوا نماید.

2.     پسر پانزده ساله و دختر سیزده ساله تمام قمری (طبق ق.ج)قبل از هجده سالگی نیز می تواند در امور غیر مالی اقامه دعوا نموده و یا طرف دعوا قرار گیرد. به طور مثال می توانند دعوای اعسار از پرداخت را اقامه نمایند.   

3.     پسر یا دختری که به سن هجده سال تمام شمسی نرسیده باشد ، اگر رشد آنها به موجب حکم دادگاه اثبات شده باشد، می توانند اقامه دعوا در امور مالی ، نموده یا طرف دعوا قرار گیرند.

4.        تاجر ورشکسته فقط در امور مالی حق اقامه دعوا و یا طرفیت دعوا را ندارد ولی در امور غیر مالی دارای اهلیت اقامه دعوا را دارد.

5. شرایط دیگراقامه دعوا:  

1.     دعوا باید درمدت قانونی اقامه شود : در مواردی قانونگذار به عللی، مطالبه قانونی حق را محدود به مهلت معینی نموده به طوری که اگر در آن مهلت به مراجع صالح مراجعه نشود، اصل حق ساقط می شود . مانند ماده 1162ق.م

2.        دعوای اقامه شده مختومه شمرده نشود.

4. انواع دعوا :

الف ) از حیث نوع حق:

1. دعاوی عینی : هرگاه در طرح دعوا ، یک حق عینی مورد مطالبه باشد دعوای عینی گویند. حقوق عینی طبق ماده 29ق.م حق مالکیت (اعم از عین و منفعت)،حق انتفاع وحق ارتفاق نسبت به ملک غیررا شامل می شود.بنابراین دعاوی خلع ید ، دعاوی حق العبور و افراز و... دعوای عینی است. 

2. دعاوی دینی(شخصی): هرگاه درطرح دعوا یک حق دینی یا شخصی یعنی دیون و الزامات قانونی،موضوع دعواباشد،دعوای دینی یاشخصی گویند. 

ب ) از حیث موضوع حق:

1. دعوای منقول : دعوایی که خواسته آن مال منقول باشد ، دعوای منقول گویند. مال منقول اعم از حقوق عینی و دینی است. 

2. دعوای غیر منقول : دعوایی که خواسته آن مال غیر منقول و یا تحصیل حقی در آن باشد ، دعوای غیرمنقول گویند. مانند دعوی مالکیت خانه یا دعوی مالکیت منافع خانه . (دعوای مال الاجاره و اجرت المثل دعوای غیر منقول نیست)

فایده این گونه تقسیم بندی :

-  تعیین دادگاه صلاحیت دار : کلیه دعاوی عینی غیر منقول را در دادگاه محل وقوع غیر منقول مطرح می کنند و بقیه دعاوی دینی و عینی منقول را در دادگاه محل خوانده اقامه می شود. 

5. انتقال و زوال دعوا :

1. انتقال دعوا: همان گونه که حقوق و الزامات هرکس پس از مرگ به وراث او منتقل می گردد، دعوا که مظهر حقوق و الزامات فرد است، پس از مرگ به وراث می رسد.مگر اینکه جنبه شخصی داشته باشد و قابل انتقال نباشد مانند دعوای طلاق ، حجر که پس از مرگ به وراث انتقال نیافته و ساقط می شود .   انتقال به دوصورت است: یا قهری (فوت) یا ارادی (به وسیله معاملات) است.

2. زوال دعوا : اگر حق به سببی زایل شود ، دعوای راجع به آن نیز ساقط یا زایل خواهد شد، زیرا اموری که حق یا آثار آن را زایل می سازد، دعوای مربوط به آن را نیز زایل خواهند ساخت.مانند پرداخت دین ، تهاتر و... البته اسباب دیگری نیز دعوارا زایل می سازد: استرداد دعوا، استرداد داخواست و تسلیم شدن خوانده به دعوای خواهان. 

استرداد دعوا را نباید با استرداد دادخواست اشتباه کرد چه در استرداد دعوا موضوع آن منتفی می شود و دیگر نمی توان آن را مطالبه نمود درصورتی که استرداد دادخواست تنها بر دادرسی اثر می کند و هیچ گونه ارتباطی با موضوع حق ندارد و می توان دوباره آن را مطرح کرد.

تعریف برخی اصطلاحات

1. رأی دادگاه : رأی اتخاذ تصمیم دادگاه پس رسیدگی و سنجش دلایل طرفین دعوا است. رأی اعم از حکم قضایی و قرار صادره از دادگاهها است.

1. حکم : چنانچه راي دادگاه راجع به ماهيت دعوا و قاطع آن به طور جزيي يا كلي باشد ، حكم ... ناميده مي شود. (ماده299 ق.آ.د.م)

2. قرار : چنانچه تصمیم دادگاه راجع به ماهیت دعـوا بوده و قاطع آن نباشد (قـرار تحقیقاتی) یا راجـع به ماهیت دعوا نبوده ولی قاطع آن باشد (قرارهای

             نهایی) و یا نه راجع به ماهیت دعوا و نه قاطع آن باشد(قرار موقت) ، قرار نامیده می شود.

قرارهای مدنی توسط دو مرجع صادر می شود: الف) قرارهایی که توسط دادرس یا رئیس دادگاه صادر می شود. ب) قرارهایی که توسط مدیر دفتر دادگاه صادر می شود. مانند قرار رد (توقیف) دادخواست ، که در مرحله تکمیل پرونده اگر دادخواست ناقص و یا تکمیل نباشد مدیر دفتر بعد از اخطار کتبی و عدم رفع نقص ، مبادرت به صدور قرار رد دادخواست می نماید. قرارها را می توان در اقسام زیر طبقه بندی کرد:  

1. قرار اعدادی : قرارهایی هستند که دادگاه رأساً و یا به درخواست یکی از اصحاب دعوا پیش از صدور حکم صادر می کند و مقصود از آن رسیدگی به دلایل یکی طرفین و احراز صحت اموری است که مؤثر در صحت ادعا است. مانند قرار اخذ توضیح ، قرار اخذ نظر کارشناس ، قرار معاینه  

2. قرارنهایی (قاطع دعوا) : قرارهایی هستند که اگرچه در ماهیت دعوا نیست ، ولی موجب خروج دعوا از دادگاه می شوند. مانند قرار سقوط دعوا، قرار شمول مرور زمان ، قرار عدم اهلیت خواهان. 

2. دادنامه : فرم چاپی مخصوص تهیه شده توسط قوه قضاییه است که احکام دادگاهی یا قرارهای محاکم بر روی آن تایپ می شود.

3. ختم رسیدگی : دادگاه درپایان هریک از جلسات رسیدگی،ختم آن جلسه را اعلام می کندکه این اعلام ختم رسیدگی مانع ازادامه تحقیقات جدید نیست. و دادگاه با تعیین جلسه بعدی رسیدگی را ادامه می دهد.

4. ختم دادرسی : ختم دادرسی به این معناست که دادگاه ادلّه طرفین را مورد سنجش قرارداده و پرونده آماده برای صدور رأی می باشد. بعد از اعلام ختم دادرسی دادگاه حق ادامه تحقیقات را نخواهد داشت و باید ظرف یک هفته انشای رأی کند.

 ادامه دارد

+ نوشته شده توسط جواد شعوری در یکشنبه 8 فروردین1389 و ساعت 23:54 |